در جستجوی خوشبختی با عینک سواد مالی

نگاهی به زندگی کریس گاردنر، کارآفرین آمریکایی که از کارآموزی شروع کرد.

داستان فیلم

کریس گاردنر فروشنده دوره‌گرد یک مدل اسکنر پزشکی است. همسرش لیندا کارگری ساده و کریستوفر، پسرش به تازگی مهدکودک می‌رود. حقوق لیندا برای هزینه‌­های زندگی کافی نیست و فروش اسکنرها هم خوب پیش نمی­‌رود.

با تشدید مشکلات مالی، لیندا خانه را ترک می‎­کند تا بتواند در شهری دیگر شغلی بهتر داشته باشد. با پرداخت نکردن اجاره، صاحب‌‌خانه، کریس را از خانه بیرون می‌کند. او و پسرش جایی برای زندگی ندارند؛ بنابراین مجبور می­‌شوند چند شب را در گرمخانه­‌های اقشار کم درآمد و حتی شبی را در سرویس‌بهداشتی مترو سپری کنند.

در این بین کریس که هوش بالا و استعداد فراوانی در ریاضیات دارد، با شغل «معامله­‌گری بورس» آشنا می­‌شود. با اینکه این آشنایی خیلی اتفاقی صورت می­‌گیرد ولی کریس تلاش می­‌کند تا بتواند در شرکتی فعال در این حوزه استخدام شود. تلاش او برای کارآموز شدن در آن شرکت یک الگوی کامل برای جستجوی شغلی است. در نهایت، او موفق می­‌شود به عنوان کارآموز در آن شرکت شروع به کار کند. با پشتکار و اراده مثال‌زدنی، از بین ده‌ها کارآموز، کریس دوره کارآموزی را پشت سر گذاشته و شرکت او را به عنوان کارمند می‌پذیرد. این شغل برای او شروع زندگی جدید سرشار از موفقیت می­‌شود به شکلی که او در سال‌­های آینده به فردی موفق در معاملات بورس تبدیل می‌­شود و شرکت معامله­‌گری خود را راه­‌اندازی می­‌کند.

این فیلم براساس زندگی واقعی کریس گاردنر کارآفرین آمریکایی ساخته شده است. او در کنار شرکت معامله­‌گری بورس خود، فعالیت­‌های گوناگون دیگری از جمله سخنران انگیزشی، نویسندگی، سرمایه­‌گذاری و فعالیت‌­های خیرخواهانه و انسان­‌دوستانه دارد.

داستان فیلم

عینک سواد مالی

1. برخورداری از مهارت‌های چندگانه شغلی برای کاهش ریسک از دست دادن درآمد

یکی از آموزه‌­های سواد مالی شخصی این است که هر فرد باید از چند مهارت گوناگون برخوردار باشد تا در صورت از دست دادن شغلی، بتواند از دیگر مهارت­‌های خود کسب درآمد داشته باشد. کریس در ابتدا، خرده فروش نوع خاصی اسکنر پزشکی است و فقط توانایی تعمیر آن را بلد است. بنابراین نمی­‌تواند در آن برهه، شغل دیگری برای خود دست و پا کند. شروع تغییرات بزرگ در زندگی او زمانی است که با شغل کارگزاری بورس و بازاریابی برای آن آشنا می­‌شود و دانش و مهارت انجام آن کار را می­‌آموزد و می‌تواند از این مهارت، بهترین استفاده را داشته باشد.

2. ویژگی‌های شخصیتی و آثار آن بر تصمیم­‌گیری­‌های مالی

تصمیم­‌گیری‌­های مالی را نمی­‌توان جدای از شخصیت افراد مورد بررسی قرار داد. افراد براساس ویژگی­‌های شخصیتی خود، بعضی تصمیم­‌ها را اتخاذ می‌­کنند و از بعضی دیگر سر باز می‌­زنند. با همین دید، عوامل موفقیت کریس را می­‌توانیم در بعضی مهارت­‌های فردی او جستجو کنیم؛ مانند

  1. پشتکار و توان تاب­‌آوری بالا؛ روزهای بعد از دست دادن خانه، وسایل خود را در تمام طول روز در خیابان­‌ها با خود حمل می­‌کند؛ حتی در محل کار جدید نیز آن‌ها را با خود می‌برد. تلاش و پیگیری کریس در تعمیر آخرین اسکنر و مطالعه برای قبولی در امتحان استخدامی از دیگر مواردی است که تلاش بی‌وقفه او را برای  رسیدن به هدف نشان می‌دهد.
  2. روابط اجتماعی خوب؛ برای گرفتن وقت مصاحبه بارها به شرکت کارگزاری بورس مراجعه کرده و با مدیر صحبت می­‌کند. حتی به بهانه­‌ای با او در تاکسی هم‌مسیر می­‌شود تا بتواند بیشتر توانایی‌هایش را به او نشان دهد. در دوران کارآموزی بارها و بارها با مشتریان تماس می‌گیرد. حتی وقتی قراری را از دست می‌دهد، تلاش می‌کند به بهترین شکل ممکن جبران کند.او از همه راه حل­‌ها استفاده می‌­کند تا این دوران سخت را به خوبی پشت سر بگذارد.

 

3. تدارک صندوق اضطراری

از آموزه‌های ضروری سواد مالی، می‌توان به تدارک دیدن «صندوق اضطراری» اشاره کرد؛ صندوقی که پولی معادل سه تا نه ماه خانواده در آن ذخیره می‌شود تا در مواقع غیرقابل پیش‌بینی و ناگهانی کمک حال آن‌ها باشد.

کریس صندوق اضطرای ندارد؛ نداشتن چنین ذخیره پولی عواقب بدی را برای فرد به بار می‌آورد. برای نمونه، اگر کریس صندوق اضطراری داشت؛ مجبور نمی­‌شد خانه را تحویل دهد و شب را در گرمخانه اقشار کم درآمد یا سرویس بهداشتی عمومی سپری کند. هم‌چنین، می‌توانست از منبع صندوق اضطراری خود؛ مالیات را به موقع پرداخت کند. 

4. بهره­‌مندی از سبد سرمایه‌­گذاری

از آموزه‌­های دیگر سواد مالی به افراد این است که سبد سرمایه‌­گذاری داشته باشند و همه سرمایه و پول خود را به یک کار اختصاص ندهند. تقسیم سرمایه بین کارهای گوناگون ریسک از دست رفتن آن را کاهش می‌دهد. اما کریس همه سرمایه خود را برای خرید یک مدل خاص اسکنر خرج کرده است؛ این نوع اسکنر نیز به علت قیمت بالا، خریداران زیادی ندارد و درپی آن، کریس را با مشکلات مالی زیادی روبرو می­‌کند.

 

5. مدیریت هزینه­‌ها

کریس قبل از بروز بحران مالی از هزینه‌های اضافی خود جلوگیری نمی­‌کرد؛ برای مثال به جای استفاده از حمل و نقل عمومی از خودروی شخصی استفاده می­‌کرد و چون نمی­‌توانست جای پارک مناسبی پیدا کند، همواره جریمه می‌­شد. اما در دوران مشکلات مالی می­‌بینیم او خودروی شخصی ندارد و از اتوبوس استفاده می­‌کند. البته از نکات مثبت در برنامه­‌ریزی مخارج، می‌­توان به این مورد در ابتدای فیلم اشاره کرد: کریس می­‌گوید برای خرج روزانه و اجاره خانه­‌اش باید ماهی دو اسکنر بفروشد، این یعنی حساب درآمد و خرج خود را دارد.

هشتگ‌های مرتبط


نظر خود را بنویسید

مطالب پیشنهادی