کودکانِ کار یا کودکانِ کاری

چارچوب کسب درآمد توسط بچه‌ها

نقطه آغاز آشنایی بچه‌ها با پول می‌تواند از سن پنج یا شش سالگی باشد. در این سن بچه‌ها بر اساس تعداد، ارزشمندی پول خود را محاسبه می‌کنند و بعدها تا سن هفت یا هشت سالگی میزان ارزش هر پول را به درستی درک می‌کنند و می‌توانند برای دست‌یابی به نیازها یا خواسته‌های خود از پول استفاده کنند. 

در نتیجه خانواده با فرآیند پول توجیبی، تلاش می‌کند به فرزند فرصت انتخاب برای خرید کالا دهد. اما گاه این پول، پاسخگوی نیاز و خواسته بچه‌ها نیست. آموزه‌های سواد مالی در اینجا پیشنهاد می‌دهند که کاری به فرزند سپرده شود تا در ازای آن پول دریافت کند. در نتیجه، ضمن دستیابی به هدف مالی، با کسب درآمد آشنا شده، ارزش پول را به درستی درک کرده و در نهایت در مصرف آن نهایت دقت را به خرج می‌دهد. اما معمولاً کسب درآمد با وظایف فرزند یا با نظام تشویقی والدین درهم آمیخته شده و مشکلاتی به وجود می‌آورد. 

چارچوب تشویق بچه‌ها

معمولا تصور والدین از تشویق این است که همیشه باید برای بچه‌ها یک جایزه بخرند یا به آن‌ها پول دهند یا چیزهای شبیه به این. اما تشویق چند سطح دارد. هر کدام از این روش‌ها برای به نتیجه رسیدن آداب و قوانین خود را دارد و از یک بچه به بچه می‌تواند متفاوت باشد. بنابراین در به‌کارگیری هر یک از این سطوح باید با یک متخصص مشورت کرد:

خیلی مواقع والدین در به‌کارگیری تشویق مادی و جدول رفتاری اشتباه می‌کنند. در نتیجه، بچه شرطی می‌شود یا باج می‌گیرد و برای هر کارش تلاش می‌کند ابتدا از ما امتیاز و جایزه بگیرد.

  • اولین و مهم‌ترین سطح تشویق کلامی است؛ مانند تعریف کردن از کودک. 
  • سطح دوم تشویق عاطفی است؛ مانند در آغوش کشیدن و بوسیدن و نوازش. 
  • سطح سوم تشویق‌های فعالیتی است؛ یعنی به عنوان پاداش، یک فعالیتی را با کودک انجام می‌دهیم. مانند به او اجازه بازی یا تماشای یک فیلم دهیم. یا همراه با او این قبیل کارها را انجام دهیم. مانند با هم غذا درست کردن.
  • سطح چهارم تشویق‌های مادی (کالا یا پول) است؛ از تشویق‌های مادی خیلی کم استفاده می‌کنیم. باید با هدف‌های مشخصی از این تشویق استفاده کرد. این تشویق‌ها معمولاً برای تغییر یک رفتار استفاده می‌شوند. 

کودکی را فرض کنید که مهارت خاصی را ندارد یا کمی در آن مهارت دارد یا انجام آن کار برای کودک در ابتدا خیلی سخت است. مثلاً مسواک نمی‌زند یا سر ساعت مناسبی نمی‌خوابد. چون قدرت تشویق‌های مادی خیلی زیاد است، در ابتدا از این نوع تشویق استفاده می‌کنیم تا کودک در چارچوب درست زندگی روزمره‌اش بیفتد. نکته مهم این است که بعد از مدتی این تشویق‌های مادی باید با بقیه تشویق‌ها جایگزین شوند. این‌طور نیست مادام‌العمر به بچه برای مسواک زدن جایزه بدهیم.

معمولاً برای تشویق‌های مادی از جدول رفتاری استفاده می‌کنیم؛ خیلی مواقع والدین در به‌کارگیری تشویق مادی و جدول رفتاری اشتباه می‌کنند. در نتیجه، بچه شرطی می‌شود یا باج می‌گیرد و برای هر کارش، تلاش می‌کند، ابتدا از ما امتیاز و جایزه بگیرد. اما با رعایت آداب و قوانین آن، این ابزار تشویقی برای قرار دادن کودک در مسیر درست زندگی (مانند مسواک زدن، خوابیدن، تماشای تلویزیون، درس خواندن و ...) خوب عمل می‌کند. 

در تشویق‌های مادی معمول است که یک سری امتیاز به بچه‌ها بدهیم؛ بعد با افزایش امتیاز، آن‌ها را با جایزه‌هایی عوض کنیم؛ جایزه می‌تواند پول یا کالا باشد. مثلا یک جعبه مداد رنگی یا ده هزار تومان پول. البته بعد از شکل‌گیری رفتار حتما باید آن را تغییر داد. مثلا برای مسواک زدن بچه امتیاز می‌گذارم؛ با رسیدن به امتیاز مورد توافق به کالا یا پول تبدیل می‌شود. با کامل شدن جدول رفتاری، آن را کنار می‌گذاریم و تشویق فعالیتی را جایگزین تشویق مادی می‌کنیم. در این مثال، شب‌هایی که مسواک بزند، قبل از خواب برای او داستان می‌خوانیم یا صبح، صبحانه مورد علاقه‌اش را آماده می‌کنیم یا اجازه دارد فیلم مورد علاقه‌اش را ببیند. این تشویق، سپس به تشویق عاطفی و بعد کلامی تبدیل می‌شود. این چنین، بچه‌ها، کارها و وظایف خود را یاد می‌گیرند و مرتب برای انجام آن‌ها از والدین جایزه یا پول نمی‌خواهند. 

کسب درآمد توسط بچه‌ها

قبل از دبستان بچه را با مفهوم پول آشنا می‌کنیم. اما نه پول رایجی که روزمره استفاده می‌کنیم. انواع پول و چگونگی خرید و فروش را با یک سری پول‌های نمادین به بچه‌ها نمایش می‌دهیم. پس از آشنایی با پول و ارزش آن و دریافت پول تو‌جیبی، ممکن است بچه پول بیشتری بخواهد یا ما بخواهیم او را برای رسیدن به اهداف مالی‌اش کمک کنیم و به او سواد مالی آموزش دهیم. 

در این شرایط والدین باید فهرستی از کارهای درآمدزا برای فرزند را تهیه کنند که چند نوع و با چند ویژگی است:

  • جزئی از وظایف روزمره کودک نیست و توانایی انجام آن را نیز دارد. مثلا ممکن است شستن خودرو جزو وظایف فرزند نبوده، اما می‌تواند آن را کم‌وبیش درست انجام دهد. 
  • بابت آن کار، خانواده هزینه می‌کند و به دیگران با انجام آن کار پول می‌دهد. مثلا خودرو را همواره به کارواش می‌برد. نظافت راه‌پله یا حیاط یا میوه‌چینی در باغ پدربزرگ و ... می‌تواند از جمله این موارد باشد. 
  • اگر آن کار انجام نشود، مسأله‌ای در خانواده ایجاد نکند. اگر کودک آن را انجام دهد، پول می‌گیرد و اگر هم پول نخواست و انجام نداد، مشکلی ایجاد نشود. بنابراین، اگر بچه‌ای برای درس یا انجام تکالیف مدرسه یا کارهای ضروری خانه بخواهد پول بگیرد، نادرست است. در این شرایط کودک حق انتخاب ندارد و این موارد کاری است که لازم است انجام دهد. کار درآمدزا باید برای فرزند یک انتخاب باشد. 
  • کارهایی که مربوط به والدین است؛ اما انجام آن برای آنها زمان‌بر است و می‌توان به فرزند سپرد. یا در شرایط عادی والدین انجام می‌دهند؛ اما اکنون نمی‌توانند. در نتیجه، در وقت یا انرژی والدین صرفه‌جویی می‌شود و فرزند هم درآمد کسب می‌کند. مانند تایپ یک گزارش که قبلا به صورت دستی نوشته شده است یا مرتب کردن پوشه‌ها و منگنه کردن دسته‌های مدارک و مستندات.
  • کمک در کسب و کار والدین هم می‌تواند در این فهرست قرار گیرد. مثلا فروشندگی در مغازه یا تمیز کردن آن یا تولید یا مونتاژ محصولی مانند دست‌بند یا برخی اسباب‌بازی‌ها. در شرایط عادی فرزند وظیفه‌ای در این باره ندارد؛ اما مثلا در تابستان می‌تواند نزد والدین کار کرده و درآمد کسب کند. 

 

چند نکته مهم درباره فهرست کارها

  • فهرست کارها از یک خانواده به خانواده دیگر متفاوت است. مثلا ممکن است شستشوی خودرو به همراه پدر در یک روز تعطیل یک فعالیت تشویقی برای فرزند باشد یا نظافت حیاط و راه پله جزو وظایف او محسوب شود. 
  • در شرایطی که خانواده برای آن کار، هزینه می‌کنند، فرزند حاضر باشد که مبلغ کمتری دریافت کند تا سپردن کار به او برای خانواده توجیه اقتصادی داشته باشد. فرزند نیز مذاکره و منطق کسب و کار را بفهمد.
  • باید مواظب بود که ارزش اقتصادی کار همان اندازه و با همان کیفیت باشد و این کار درآمدزا تنها به عنوان مسیری برای پول دادن به فرزند نباشد. بلکه درست کار کردن و کسب درآمد را یاد بگیرد. مثلا برای شستن خودرو، پانصد هزار تومان منطقی نیست. 
  • باید توجه داشت جمع پول توجیبی و درآمد فرزند باید متناسب با سن و توان مدیریتش باشد. بنابراین باید به مصارف پول او مانند خرج، پس‌انداز، بخشش و سرمایه‌گذاری هم توجه کرد و در مدیریت آن به او کمک نمود.

فهرستی از این دست کارها به همراه میزان درآمدی که از هر یک می‌تواند کسب کند، در اختیار فرزند می‌گذاریم. این فهرست و مبالغ آن در طول زمان قابل تغییر است. فرزند هم از همین فهرست می‌تواند انتخاب کند و اینگونه نمی‌شود که برای هر کاری از والدین پول بخواهد. 

این چنین پول و کسب درآمد با نظام تربیتی درهم آمیخته نمی‌شود و هر یک به‌درستی کارکرد خود را در تربیت فرزند خواهند داشت. 

 

دکتر مریم دلاوری؛ روانشناس کودک و نوجوان

هشتگ‌های مرتبط


نظر خود را بنویسید

مطالب پیشنهادی