خرج بیجا

چیزی که جلوی خرج بیجا را می‌گیرد؛ جلد 25 از مجموعه 27 جلدی داستان‌های سواد مالی برای کودکان 10 تا 12 ساله

اینکه می‌گویند نمی‌شود هم خدا را خواست و هم خرما را، حکایت همیشگی ما آدم‌هاست. مثلاً یک روز بارانی دل‌مان غنج می‌زند که برویم بیرون و زیر باران کمی قدم بزنیم. از طرفی، همان موقع مسابقۀ فوتبال تیم محبوب‌مان از تلویزیون پخش می‌شود و از آن هم نمی‌توانیم بگذریم. ناگزیر باید به یکی از این دو راضی شویم و اگر از آن دسته آدم‌هایی باشیم که لذت تماشای فوتبال را با هیچ چیز عوض نمی‌کنند، گذشتن از پیاده‌روی در هوای بارانی، هزینه‌فرصتی است که باید برای آن بپردازیم.

همۀ چیزهای خوب در این دنیا کم و محدود است و برای برآورده کردن خواسته‌های‌مان، چاره‌ای جز انتخاب نداریم. پول هم یکی از داشته‌های محدود ماست و سواد مالی کمک می‌کند با تصمیم‌گیری‌های درست و بجا، بهترین استفاده را از آن کنیم. درک دو مفهوم «کمبود پول» و «هزینه‌فرصت» از سرفصل «تصمیم‌گیری مالی» به همراه آموزه‌هایی دربارۀ خرج و پس‌انداز، ما را برای این مهم یاری می‌کند. لازم است کودکان هم با این مفاهیم آشنا شوند و خرج بجا و هوشمندانه را یاد بگیرند. کتاب «خرج بیجا» در قالب داستان و به بیانی شیرین و جذاب، چیزهایی در این باره به آن‌ها می‌آموزد.

الکس، قهرمان داستان، پسر کوچولویی است که می‌خواهد با پولی که به مناسبت تولدش از پدربزرگ و مادربزرگ هدیه گرفته، اسباب‌بازی محبوبش را بخرد؛ اما به نظر می‌رسد این پول برای خرید «مرد موشکی» کافی نیست. مادر به او پیشنهاد می‌دهد که فعلاً صبر کند و برای خرید آن هدیه، پول بیشتری جمع کند. وقتی پول کافی نداریم، بهترین راه‌حل، پس‌انداز و موکول کردن خرید به آینده است. پس‌انداز، خرج کردن با تأخیر است و هزینه‌فرصت آن، صرف نظر کردن از رسیدن به خواسته‌های کنونی است.

بر خلاف توصیهٔ مادر، الکس قلک پس‌اندازش را خالی می‌کند و با همۀ دار و ندارش به سراغ مغازۀ اسباب‌بازی‌فروشی می‌رود. هوا حسابی گرم و آفتابی است و او در راه وسوسه می‌شود تا کمی از پولش را برای خرید بستنی خوشمزه و لیموناد تگری خرج کند. بعد از این خریدهای هیجانی و خارج از برنامه، وقتی الکس به فروشگاه اسباب‌بازی می‌رسد، دیگر پول‌ کافی برای خرید قهرمان محبوبش ندارد و دست خالی به خانه برمی‌گردد. او از این تجربه یاد می‌گیرد که برای خرج کردن پول‌هایش باید زنگ حساب را بگذراند. اما داستان این‌گونه تمام نمی‌شود و الکس فرصت می‌یابد به آن چه می‌خواسته، برسد.

هشتگ‌های مرتبط


نظر خود را بنویسید

مطالب پیشنهادی